استقبال آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از سفیر جدید ایران در عراق

استقبال آیت الله العظمی حکیم (مدظله) از سفیر جدید ایران در عراق
۱۳۹۶/۰۵/۲۲

ایشان در خلال سخنانشان با خطاب قرار دادن دو طرف سیاستمداران ایرانی و عراقی آنان را به اهتمام بیشتر نسبت به گذرگاههای مرزی و استقبال بیشتر زائران ، راهنمایی و تسریع در روند اجرایی عبور و در خور شان آنان ، بر اساس توانایی نیروها به خصوص در مناسبتهای دینی ، توصیه نمودند .
از سوی دیگر سفیر ایران جناب آقای ایرج مسجدی و هیأت همراه تقدیر و تشکر خویش را از نقش ارشادی و توجیهی مرجعیت دینی ابراز نمودند.

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

آيا گلدوزى كردن صورت حيوانات اگر كامل باشد و يا ناقص باشد كه دستها و يا پاهايش نباشد و يا صورت روشن نباشد و يا شكل را مسخ كند چطور است و كدامين اينها جايز و كدام آنها جايز نيست؟

وقتى كه به صورت گفته شود كه صورت حيوان است گرچه ناقص باشد گلدوزى حرام مى باشد، و اگر صدق نكند كه صورت حيوان است بدين سان كه صورت يك عضو از اعضاء حيوان باشد و يا از شكل بياندازد كه بكلى مسخ شده باشد كه صورت حيوان گفته نشود حلال مى باشد.

دانشجوى در قسمت معمارى هندسى هستم چهار سال پى در پى به تحصيل ادامه دادم و موفق شدم به تخصصم آيا در درس خواندم به من چيزى هست، و مرا خداوند اجرى عطا خواهد نمود با توجه به اين كه مشقت و رنج كشيده و سالهاى بسيارى در اين راه قدم برداشتم و خانواده ام به من كمك كردند، ولى من به بعض احكام شرعى جاهل بودم، رأى شما در اين خصوص چيست؟

براى هر مسلمانى لازم است كه در درجه اوّل به امورات دينى خودش اهميّت دهد و در جلو شما فرصتى براى ياد گرفتن امورات دينى خودت بود و امّا اجر وثواب در خصوص گرفتن تخصص بستگى به نيّت دارد، اگر نيّت تو تنها به جهت بدست آوردن تخصص مذكور بود همانطورى كه بيشتر دانشجوها براى بدست آوردن تخصص تلاش مى نمايند آنوقت بر آن مستحق اجر نمى باشى.

بنابر آن قولى كه چرمهاى وارد شده از دولتهاى كافر نجس مى باشد اين سئوال مطرح مى شود كه اگر علم اجمالى داشته باشيم كه در دست كافر هم تذكيه شده است و هم غير تذكيه شده است آيا بناء را به پاكى مى توانيم بگذاريم؟

علم اجمالى همانا اصل ترخيصى را ساقط مى كند مانند اصل برائت و تذكيه همانند اينكه علم داشته باشيم به نجاسات بعض لباسهاى پاك، امّا علم اجمالى به ترخيص صلاحيّت ندارد كه اصل الزامى را ساقط كند همانطورى كه اجمالا بدانيم كه يكى از دو لباسى كه معلوم بود نجاست يكى از آنها يكى را پاك نموديم، و اينجا هم همين طور است، زيرا كه مقتضاى اصل اين است كه به وجه شرعى ذبح نشده است، كه ثابت مى كند نجاست چرم را، پس علم به بودن تذكيه شده به نحو اجمال دليل بر ساقط شدن اصل مذكور نمى باشد.

آيا جايز است كه مسلمان فرزندان خود را بنامهائى كه اسلامى نيست نامگذارى نمايد، همانند نامهاى نصرانيها و ديگران، و آيا از نظر شرعى نامگذارى بايستى بنامهائى كه در اسلام معين است نامگذارى نمايند، و يا اينكه اختيار دارند هر نامى را كه پسنديدند به آنها بگذارند؟

واجب نيست كه نامهاى معينى را بگذارند، بلكه مستحب است كه نامهائى كه بندگى خداوند متعال را مى رساند نامگذارى نمايند، و بنام محمّد و احمد و على و حسن و حسين و جعفر و طالب و عبدالله و حمزه و فاطمه و بنامهاى پيامبران كه از اهل بيت عصمت (عليهم السلام) نقل شده است نامگذارى كنند، همانطورى كه نامگذارى به نامهاى دشمنان اهل بيت (عليهم السلام) و بنامهاى حكم و حكيم و مالك و حارث و ضريش و ضرار و مرة و حرب و ظالم مكروه است، و امّا بنامهاى نصارى نامگذارى نمودن حرام است، زيرا كه آن ترويج كفر و باطل است و در غير آن حرام نيست.

در اينجا بعضى از افرادى كه شرعى بودن متعه را انكار مى كنند، مى گويند اگر آن جايز بوده باشد پس چرا مردمان شريف از آن پرهيز مى كنند و به آن عمل نمى كنند؟

هركسى كه مى گويد اشراف از آن پرهيز مى كردند در اوّل تشريع (شرعى بودن آن) متوجه نيستند كه تاريخ تأكيد دارد كه جماعتى اقدام به آن نمودند، و هم چنين اى بسا نكردن بعضى از مردم به جهت نبود احتياجشان به آن باشد، و اى بسا سبب دورى گزيدن آنها اثر گذاشتن عرف غلط و تقليد كور و كورانه بر آنها باشد، و يا حرام كردن حاكم و سلطان وقت آنها را از اين عمل بازداشته است، به هر حال بر آنچه از نظر شرعى ثابت شده است با اينگونه اعتراضات پوچ رد كردن معنى ندارد زيرا كه شريعت از اشراف مردم و يا از ديگران اخذ نشده است بلكه از مصدرهاى صميمى مانند قران كريم و احاديث پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)و اهل بيت او گرفته شده است، و گرنه اشراف در زمان ما خيلى سخت است بر آنها كه از طبقه پائين و آنكه شأن آن پائين تر از آنهاست ازدواج نمايند و باز هم بر آنها سخت است كه با زن شوهر مرده مخصوصاً زنى كه طلاق داده شده و سنّش بالا است ازدواج نمايند، و براى آنها سخت است كه زن و دخترى را كه پدر ندارد بدون رضايت بزرگان فاميلشان ازدواج نمايند و... از آن چيزهائى كه نمى توان بنا گذاشت بر اينكه چون مردم خوب نمى دانند پس حرام است خلاصه اينكه دورى نمودن مردم معيار حرمت نمى باشد.

آرشیو اخبار