بيانات دفتر ايت الله حكيم (مدظله) به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم الحرام 1437 هـ ق

بيانات دفتر ايت الله حكيم (مدظله) به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم الحرام 1437 هـ ق
۱۳۹۴/۰۷/۲۴

بيانات دفتر ايت الله حكيم (مدظله) به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم الحرام 1437 هـ ق

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

پدرم پيش از دو سال وفات كرد او را زنى و سه پسر و يك دختر بود كه من تنها دختر اويم و همه مان زنده هستيم لكن پدرم كه خدا رحمتش كند جلوتر از مردنش آن زمانى كه از سلامتى كامل برخوردار بود تمامى فاميلهايش ( عمو زادگانش ) را در خانه جمع كرد و برادرانم را هم حاضر در مجلس كرد و گفت كه: أملاك من همه اش در ميان سه پسرم تقسيم مى گردد بدون اينكه به دخترم و زنم سهمى در املاك باشد، و بعد گفته اش را بدين سان جبران كرد كه هر كدام از پسران مبلغ ده هزار دينار بدهيد، يكى از برادرانم گفت كه اين مبلغ كم است بلكه صد هزار دينار هر يك از ما به خواهرمان مى دهيم و مادرشان را فراموش كردند چونكه آن خيلى پير شده بود در جواب اين پدرم گفت اين هم مانده به انسانيّت شما، و من آنچه مى گفتند مى شنيدم، به آنها گفتم كه من نمى خواهم، و از تمامى حقوق خودم صرف نظر مى كنم و اين جملات را با اوقات تلخى و با حالت حزن و اندوه مى گفتم زيرا كه با عدالت رفتار نشده بود و فرمايش خدا را منظور نكرده بودند كه ( للذكر مثل حظّ الانثيين ) پسر را دو برابر دختر نصيب هست، زيرا كه اين در فاميل ما پيدا نمى شود، و پس از يك روز و يا دو روز پدر مرحومم از بى عدالتى در وصيت كردن پشيمان شد، و خواست رضايت مرا جلب نمايد پس گفت من براى تو مدرك رسمى درست مى كنم كه هر يك از آنها به حساب منافع ساليانه زراعت به تو مقررى مى دهند منفعت خواه دينار باشد و يا كمتر و يا بيشتر باشد، و تو خواه شوهر كرده باشى و يا نباشى، معلوم باشد كه من به او گفتم نمى خواهم او گفت آن را براى تو مى نويسم ان شاءالله تعالى و بحق تو ضامن مى شوم، و مخفى نماند كه املاك عبارت است: 1 ـ زمينهاى زراعى 50 ( دونم ) بيست و پنج هزار متر مربع 2 ـ بستانى كه خرما، انگور، سبزيجات گوناگون هست. 3 ـ دو تا ماشين يكى بزرگ و يكى تاكسى كه هر دو كار مى كنند. 4 ـ خانه اى در باغ و خانه اى در شهر با عرصه بزرگى كه نزد آن هست. 5 ـ اثاث و لوازم كاملى براى هر دو خانه كه برادران و مادرم در آنها نشيمن دارند. و پس از اين گفتار و پيش از آنكه چيزى بنويسد كه حق مرا تضمين كند مرگ او را دريافت من از محضر شما سؤال مى كنم و اميدوارم كه جواب بدهيد و مقصّر را نصيحت فرماييد آيا اين سخنها و اين اجتماع وصيت است كه عمل كردن به آن صحيح باشد؟ معلوم باشد كه او به نماز و روزه و حجّش وصيت نكرده است، و آيا ثلث آن كنار گذاشته مى شود در صورتى كه او ذمّه اش مشغول به عبادات است، و مدّت زيادى آن را اداء ننموده همانند نماز و روزه و حجّ، و احتمال هست كه خمس و زكوة هم در ذمّه اش باشد و معلوم باشد كه او مى گفت خمس و زكاتم را داده ام؟

حق ندارد پدرت و غير پدرت كه يكى از ورثه ها را كه مستحق ارث بردن هست از ارث بردن محروم كند، و دختر هم به نص قرآن كريم ( للذكر مثل حظّ الانثيين ) پسر دو برابر دختر نصيب دارد ارث مى برد.

آيا جايز است در عروسيها رقص و غنائى كه متعارف در نزد اهل فسق است بكند؟

اگر نامحرم صدايش را نشنود و موسيقى نواخته نشود غناء نمودن در خصوص حال زفاف جايز است، و امّا رقص حكم آن در گذشته بيان شد.

مرد سنّى يك زن شيعه را با اجازه پدرش ازدواج كرده، و مرد هم مرد دينى است و اهل بيت (عليهم السلام) را دوست مى دارد، پس از مدتّى ميان زن و شوهر اختلاف و مشكلاتى بوجود آمده و از نيكان براى اصلاح آنها اقدام نمودند، ولى پدر دختر اين اختلافها را كه شنيد، عوض اينكه ميان آنها آشتى دهد به اختلاف دامن زد و طلاق دخترش را خواستار شد، و هيچگونه اصلاح را قبول نكرد، و طلاق هم از ترس پدرش اجبارى شد و زن آن را به مرد از لحاظ دامنه دار نشدن مشكلات تحميل نمود آيا اين طلاق درست مى باشد، و در صورتى كه طلاق خلعى باشد (نمى شود رجوع كرد) آيا خلعى بودنش صحيح است، و اگر صحيح باشد چاره براى رجوع كردن زن و شوهر چيست؟

اگر شوهر را به طلاق دادن مجبور كنند طلاق صحيح نمى شود، و امّا اگر شوهر خودش بخواهد طلاق دهد و به آن راضى باشد اگر چه براى رهائى از پى آمدها و مشكلات باشد آنوقت طلاق صحيح مى شود، ولى خلعى نمى شود اگر زن آماده براى قيام به حقوق همسرى بوده باشد، و در آن صورت شوهر حق دارد كه به زنش رجوع كند اگر در عدّه باشد، و امّا پس از تمام شدن عدّه احتياط وجوبى اين است كه دوباره عقد بخوانند.

آيا در داخل حرمها و عتبات مقدّسه صلوات بر محمّد و آل محمّد (عليهم السلام)را بلند گفتن همانطورى كه عوامها در حرم حضرت امام حسين (عليه السلام) و غير از آن صلوات بلندى مى فرستند جايز است؟ و آيا آن مصداق به قول خداوند متعال نمى شود كه فرمود: ( لاترفعوا اصواتكم فوق صوت النبى و لاتجهر واله... )( ) صداهاى خودتان را فراتر از صداى پيامبر نكنيد و در برابر او سخن مگوييد (و داد و فرياد نزنيد)؟

مستحب است كه در فرستادن صلوات بر پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) صدايش را بلند نمايد همانطورى كه در حديث صحيح از ابى عبدالله الصادق (عليه السلام) آمده است كه فرمود (قال رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) ارفعوا اصواتكم باالصّلاة علّى فانها تذهب بالنفاق) پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود صداهايتان را هنگام صلوات فرستادن بر من بلند كنيد كه آن نفاق را از بين مى برد، امّا آيه كريمه همانا آن در خصوص بلند كردن صدائى كه با ادب منافات دارد، و به مبناى اهانت است وارد شده است، همانطورى كه روايت شده از بعض اهل جفاء كه آنها آمدند حضرت را صدا مى كردند در حالى كه او در خانه و اينها در بيرون بودند، مى گفتند: يا محمّد بيرون شو پيش ما بيا، و اين پيامبر خدا (صلى الله عليه وآله وسلم) را ناراحت مى كرد آيه نازل شد تا آنها را از اين كار باز دارد و آيه به آنجائى كه احترام كردن به او است و بزرگداشت از خداوند متعال است، و يا مى خواهد واجبى را انجام دهد را شامل نمى شود، همانطورى كه در حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)صبح و شام صدا را با اذان گفتن بلند مى كردند، و شاعران و گويندگان در مجالس با حضور پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم) در مدح او شعر مى گفتند و سخنرانى مى كردند، و صدايشان را در موقع جنگ و همانند آن از مناسباتى كه مقتضى بر آن بود بلند مى كردند، پس آنكه در مشاهد مشرفه صداهايشان را با صلوات فرستادن بر او بلند مى نمايند از افضل نزديكى ها (قربات) است، مگر اينكه از رسيدن ضرر به گوينده و يا به ديگرى از مؤمنين بترسند آنوقت به خاطر اين زيان حرام مى شود، نه به جهت بلند كردن صدا.

آرشیو اخبار