بيانات دفتر ايت الله حكيم (مدظله) به مناسبت ولادة حضرت حجت بن الحسن المهدى (عجل الله تعالى فرجه) 1436 هـ

بيانات دفتر ايت الله حكيم (مدظله) به مناسبت ولادة حضرت حجت بن الحسن المهدى (عجل الله تعالى فرجه) 1436 هـ
۱۳۹۴/۰۳/۱۳

بيانات دفتر ايت الله حكيم (مدظله) به مناسبت ولادة حضرت حجت بن الحسن المهدى (عجل الله تعالى فرجه) 1436 هـ

كلامى از نور

پيامبر خدا صلى‏‌الله‌‏عليه‌‏و‏آله: خدا بركت دهد به آن كس كه آسان مى‏‌فروشد، آسان مى‏‌خرَد، آسان قرض مى‌‏دهد و آسان مطالبه مى‌‏كند.

استفتائات روز

اميد است كه بفرماييد اين خبرها چه اندازه صحت دارد و معناهاى آنها چيست: الف ـ مردى خدمت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) مشرف شد و بر او عرض كرد: يا رسول الله من هلاك شدم فرمود به او آيا خبيث ( شيطان ) نزد تو آمده عرض كرد بلى يا رسول الله، فرمود به او آيا به تو از خلقت خداوندى گفت، عرض كرد بلى يا رسول الله، فرمود به او كه والله اين محض ايمان است؟ ب ـ امام على (عليه السلام) فرمود ( ان القطة منا اهل البيت ) گربه از ما اهل بيت است، مقصود از اين كلام چيست؟ معلوم باشد كه اين روايت در كتاب وسايل الشيعه در جلد اول از جزء اول كه مؤلف آن ابوالحسن محمّد بن الحر العاملى است نقل شده است.

الف ـ مقصود از اين اينست كه شيطان به انسان وسوسه مى كند، كه تا انسان را به شبهه بياندازد، پس وقتى كه انسان از اين وسوسه ها در باطن خود ناراحت شد و بيزار گرديد نبايستى از ايمان خود نگران باشد، زيرا كه همان ناراحتى و بيزارى باطنى دليل ايمان است. ب ـ اى بسا مقصود از اين بيان نمودن اين است كه گربه حيوانى است كه اجتناب كردن از آن واجب نيست، و اين مناسبت دارد با آنى كه وارد شده است: آبى كه از آن گربه مى نوشد پاك است.

اگر انسان مؤمن به شرعى بودن متعه ايمان دارد ولى بر آن سخت است كه بر آن عمل نمايد آيا اين ضرر و اشكالى دارد يا نه؟

اگر در شرعى بودن آن شك نداشته باشد ضرر و اشكالى ندارد، زيرا كه آن واجب نيست بلكه جايز است.

مردى همسرش را در 25/8/95 طلاق خلعى داد بدون اينكه در نزد شاهدها باشد، و باز هم در 14/9/95 بدون حضور شاهدها طلاق دوّم را داد، معلوم باشد كه پس از طلاق اوّلى رجوع به همسرش نمود به جهت اينكه طلاق ثابت نشده و در پيش مرد دينى خودش اين كار را نمود سپس بعد از طلاق دوم بخودى خود رجوع نمود و آن را باز هم در تاريخ 17/2/97 اين بار در نزد دو شاهد عادل طلاق داد سپس در تاريخ 17/4/97 پيش از تمام شدن عدّه اش رجوع كرد: 1 ـ آيا دو طلاق اولى و دومى بالائى دو طلاق شمرده مى شوند و يا اينكه فقط يك طلاق در خود عدّه است؟ 2 ـ آيا دو طلاق ذكر شده بالائى اول و دومى آنها شرعاً جايز است و طلاق شمرده مى شوند در صورتى كه شاهدها نبودند؟ 3 ـ آيا طلاق سومّى جدائى بزرگ حساب مى شود، در صورتى كه اكنون شوهر دو تا طلاق را (اول و دوم) را فاسد و باطل حساب كرده است كه رجوع نموده است؟

دو طلاقهاى قبلى باطل مى باشند، و صحيح نمى باشد مگر طلاق آخرى اگر چنانچه بقيّه شرطها در آن موجود باشد، بدين سان كه در پاكى كه نزديكى نكرده طلاق بدهند و طلاق هم بدون اكراه و اجبار واقع شده باشد كه در اين صورت جدائى بزرگ نمى شود، زيرا كه زن را يك مرتبه طلاق صحيح داده اند (و سه طلاقه نشده است).

آيا بر سيّد محتاج جايز است كه به كمتر از حقّش تنزّل كند اگر صاحب خمس از او تنزّل را در اوّل و يا بعد از دادن بخواهد؟

با شرايط ابتدائى راضى شدن به كمتر صحيح نيست و ذمّه دهنده خمس برئ نمى شود، ولى اگر حق را بطور كامل بگيرد و مالك شود باز هم براى او جايز نيست كه برگرداند مگر در حالات فوق العاده كه سخت است آن را تعريف كردن بطورى كه مقلد آن حالات را تشخيص بدهد.

آرشیو اخبار